آکادمی پلیکان

ای خزان خستگی بمیر

- اندازه متن +

دوباره قلب کوچکم

میان شور زار لحظه‌ها

جوانه می‌زند

وگیسوان شعر

با نسیم سبزی از بهار عشق

شانه می‌خورد

بهار آمد از دیار دور

سوی باغ انتظار من

باغ خالی امید

من شکفتن ستاره‌های عشق را

با نسیم گرم و نرم او

در میان آسمان قلب خویش دیده‌ام

باغ شعرم اینک از درخشش ستاره‌ها پر است

عشق آن بهار جاودانه تا خدا

از جوانه ازستاره از تمام روشنی لبا لب است

من بهارم

اینک ای خزان خستگی

بمیر!

 

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

banafshe

آخرین نوشتار
مسخ و در سرزمین محکومان + نقد و تفسیر
آن شراب مگر چند ساله بود؟ فروغ‌خوانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×