جهان پیشینم را انکار میکنم
-
اندازه متن
+
جهان پیشینم را انکار میکنم
جهان تازهام را دوست نمیدارم
پس گریزگاه کجاست؟
اگر چشمانت سرنوشت من نباشد
جهان پیشینم را انکار میکنم
جهان تازهام را دوست نمیدارم
پس گریزگاه کجاست؟
اگر چشمانت سرنوشت من نباشد
هرگز بر تو نخواهم بخشید تو با ژرفاهای من به توطئه نشستی دشمنی مرا و از حرکت من در کوچه…
هر بار که در آغوشم میکشی باز باکره می شوم و حس می کنم شب عروسیام است.

