دود از بر خاکستر بنیادم شد
-
اندازه متن
+
دود از بر خاکستر بنیادم شد
افسوس که با خرابم آبادم شد
هر زیف و زنی که کرد شاگردی من
حرفی دو سه ناموخته استادم شد
دود از بر خاکستر بنیادم شد
افسوس که با خرابم آبادم شد
هر زیف و زنی که کرد شاگردی من
حرفی دو سه ناموخته استادم شد
شاد آمد و با خاطر ناشادم رفت بنیادم داد و خود زبنیادم رفت
گفتا : سخت…
گل آتش دل به چهره میپردازد ابر آبش در سینه همی اندازد
باد از زیر خاک…

