آکادمی پلیکان

سر در پس زانویم و دل بر سر دست

- اندازه متن +

سر در پس زانویم و دل بر سر دست
اندیشه که روزگار چونم بشکست

من دانم و تو، نه خانه با من نه اجاق
تو دانی و من که باز دل نز تو گسست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×