گفتم که چونی مها خوشی محزونی (1937)
-
اندازه متن
+
گفتم که چونی مها خوشی محزونی
گفتا مه را کسی نپرسد چونی
چون باشد طلعت مه گردونی
تابان و لطیف و خوبی و موزونی
گفتم که چونی مها خوشی محزونی
گفتا مه را کسی نپرسد چونی
چون باشد طلعت مه گردونی
تابان و لطیف و خوبی و موزونی
تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر تو برگ زرد چرایی به نوبهار نگر
درآ…
آن دل که به یاد خود صبورش کردی نزدیکتر تو شد چو دورش کردی
در ساغر…

