چشم مستت ز عادت خماری (1831)
-
اندازه متن
+
چشم مستت ز عادت خماری
افغان که نهاد رسم تنها خواری
چون می مددیست این بخیلیت چراست
می می نخوری و شیره میافشاری
چشم مستت ز عادت خماری
افغان که نهاد رسم تنها خواری
چون می مددیست این بخیلیت چراست
می می نخوری و شیره میافشاری
ایا دلی چو صبا ذوق صبحها دیده ز دیده مست شدی یا ز ذوق نادیده
گهی…
دیده خون گشت و خون نمیخسبد دل من از جنون نمیخسبد
مرغ و ماهی ز من…

