با بیخبران اگر نشستی بردی (1778)
-
اندازه متن
+
با بیخبران اگر نشستی بردی
با هشیاران اگر نشستی مردی
رو صومعه ساز همچو زر در کوره
از کوره اگر برون شدی افسردی
با بیخبران اگر نشستی بردی
با هشیاران اگر نشستی مردی
رو صومعه ساز همچو زر در کوره
از کوره اگر برون شدی افسردی
ای بکرده رخت عشاقان گرو خون مریز این عاشقان را و مرو
بر سر ره تو…
ای خواب برو ز همدمانم تا بیکس و ممتحن نمانم
چون دیک بر آتشم نشاندی در…

