از روز شریفتر شد از وی شب من (1389)
-
اندازه متن
+
از روز شریفتر شد از وی شب من
وز روح لطیفتر این قالب من
رفت این لب من تا لب او را بوسد
از شهد شکر نبود جای لب من
از روز شریفتر شد از وی شب من
وز روح لطیفتر این قالب من
رفت این لب من تا لب او را بوسد
از شهد شکر نبود جای لب من
این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده صد هزاران کشتی از وی مست و سرگردان شده
…
ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت گفت بس چند بود گفتمش از چند گذشت

