مائیم که پوستین بگازر دادیم (1319)
-
اندازه متن
+
مائیم که پوستین بگازر دادیم
وز دادن پوستین بگازر شادیم
در بحر غمی که ساحل و قعرش نیست
نظارهگر آمدیم و پست افتادیم
مائیم که پوستین بگازر دادیم
وز دادن پوستین بگازر شادیم
در بحر غمی که ساحل و قعرش نیست
نظارهگر آمدیم و پست افتادیم
ای آنکه تو جان بنده را جان شدهای در ظلمت کفر شمع ایمان شدهای
اندر دل…
السکر صار کاسدا من شفتیه والبدر تراه ساجدا بین یدیه
بالحسن علیه کل شیی وافر الا…

