مائیم که پوستین بگازر دادیم (1319)
-
اندازه متن
+
مائیم که پوستین بگازر دادیم
وز دادن پوستین بگازر شادیم
در بحر غمی که ساحل و قعرش نیست
نظارهگر آمدیم و پست افتادیم
مائیم که پوستین بگازر دادیم
وز دادن پوستین بگازر شادیم
در بحر غمی که ساحل و قعرش نیست
نظارهگر آمدیم و پست افتادیم
تا شب میگو که روز ما را شب نیست در مذهب عشق و عشق را مذهب نیست
آن مه که ز پیدایی در چشم نمیآید جان از مزه عشقش بیگشن همیزاید
عقل از…

