با درد بساز چون دوای تو منم (1167)
-
اندازه متن
+
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی در درون ظلمت سودا ورا داناییی
یک بلندی…
طیب الله عیشکم لا وحش الله منکم حق آن خال شاهدت رو به ما آر ای عمو

