آکادمی پلیکان

از جوی خوشاب دوست آبی خوردم (1126)

- اندازه متن +

از جوی خوشاب دوست آبی خوردم
خوش کردم و خوش خوردم و خوش آوردم

خود را بر جوش آسیابی کردم
تا آب حیات میرود میگردم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×