خوش عادت خوش خو که محمد دارد (654)
-
اندازه متن
+
خوش عادت خوش خو که محمد دارد
ما را شب تیره بینوا نگذارد
بنوازد آن رباب را تا به سحر
ور خواب آید گلوش را بفشارد
خوش عادت خوش خو که محمد دارد
ما را شب تیره بینوا نگذارد
بنوازد آن رباب را تا به سحر
ور خواب آید گلوش را بفشارد
با دل گفتم عشق تو آغاز مکن بازم در صد محنت و غم باز مکن
دل…
ای پرده در پرده بنگر که چهها کردی دل بودی و جان بردی این جا چه رها کردی
…

