تو چرا جمله نبات و شکری (2930)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۶
-
اندازه متن
+
تو چرا جمله نبات و شکری
تو چرا دلبر و شیرین نظری
تو چرا همچو گل خندانی
تو چرا تازه چو شاخ شجری
تو به یک خنده چرا راه زنی
تو به یک غمزه چرا عقل بری
تو چرا صاف چو صحن فلکی
تو چرا چست چو قرص قمری
تو چرا بیبنه چون دریایی
تو چرا روشن و خوش چون گهری
عاقلان را ز چه دیوانه کنی
ای همه پیشه تو فتنه گری
ساکنان را ز چه در رقص آری
ز آدمی و ملک و دیو و پری
تو چرا توبه مردم شکنی
تو چرا پرده مردم بدری
همه دلها چو در اندیشه توست
تو کجایی به چه اندیشه دری
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
مستان غمت بار دگر شوریدند (819)
مستان غمت بار دگر شوریدند دیوانه دلانت سر مه را دیدند
آمد سر مه سلسله را…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
