آکادمی پلیکان

ای یار یگانه چند خسبی (2739)

- اندازه متن +

ای یار یگانه چند خسبی
وی شاه زمانه چند خسبی

بر روزن توست بنده از کی
ای رونق خانه چند خسبی

ای کرده به زه کمان ابرو
برزن به نشانه چند خسبی

افسانه ما شنو که در عشق
گشتیم فسانه چند خسبی

ماییم چو میخ سر نهاده
بر روی ستانه چند خسبی

گر خنب ببسته است پیش آر
باقی شبانه چند خسبی

درده قدح شراب و چون شمع
بنشین به میانه چند خسبی

بشتاب مها که این شب قدر
آمد به کرانه چند خسبی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×