آکادمی پلیکان

چون سوی برادری بپویی (2736)

- اندازه متن +

چون سوی برادری بپویی
باید که نخست رو بشویی

در سر ز خمارت ار صداعی است
تصدیع برادران نجویی

یا بوی بغل ز خود برانی
یا ترک کنار دوست گویی

در سور مهی بنفشه مویی
کی شرط بود که تو بمویی

بی دام اگرت شکار باید
می‌دانک چو من محال جویی

ور گوش تو گرم شد ز مستی
صوفی سماع و های و هویی

ور هوش تو بی‌خبر شد از گوش
یک توی نه‌ای هزارتویی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×