ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده (2392)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۲
-
اندازه متن
+
ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده
دل رفته ما پی دل چون بیدلان دویده
دزدیده دل ز حسنت از عشق جامه واری
تا شحنه فراقت دستان دل بریده
از بس شکر که جانم از مصر عشق خورده
نی را ز ناله من در جان شکر دمیده
در سایههای عشقت ای خوش همای عرشی
هر لحظه باز جانها تا عرش برپریده
ای شاد مرغزاری کان جاست ورد و نسرین
از آب عشق رسته وین آهوان چریده
دیده ندیده خود را و اکنون ز آینه تو
هر دیده خویشتن را در آینه بدیده
سرنای دولت تو ای شمس حق تبریز
گوش رباب جانی برتافته شنیده
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
سه چیز ز من ربودهای بگزیده (1629)
سه چیز ز من ربودهای بگزیده صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
