آکادمی پلیکان

بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانه (2320)

- اندازه متن +

بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانه
خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه

زردی رخ بستان کز فرقت آن خوبان
بستان شده گورستان زندان شده کاشانه

ترکان پری چهره نک عزم سفر کردند
یک یک به سوی قشلق از غارت بیگانه

کی باشد کاین ترکان از قشلق بازآیند
چون گنج بدید آید زین گوشه ویرانه

کی باشد کاین مستان آیند سوی بستان
سرسبز و خوش و حیران رقصان شده مستانه

ز انبار تهی گردد پر گردد پیمانه
آن عالم انبار است وین عالم پیمانه

پیمانه چو شد خالی ز انبار بباید جست
ز انبار نهان کان جا پوسیده نشد دانه

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×