آکادمی پلیکان

بُد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت (453)

- اندازه متن +

بُد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت
شمع و سماع و مجلس ما چاشنی نداشت

شب در شکنجه بودم و جرمی نرفته بود
در حبس بود این دل و دل دادنی نداشت

ای آنک ایمن‌ست جهان در پناه تو
مه نیز بی‌لقای تو شب ایمنی نداشت

کبر و منیِ خلق حجاب تو می‌شود
در سایه بود از تو کسی کو منی نداشت

دل در کف تو از تو ولیکن ز شرم تو
سیماب‌وار بر کف تو ساکنی نداشت

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×