ای صوفیان عشق بدرید خرقهها (198)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۹/۹
-
اندازه متن
+
ای صوفیان عشق بدرید خرقهها
صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا
کز یار دور ماند و گرفتار خار شد
زین هر دو درد رست گل از امر ایتیا
از غیب رو نمود صلایی زد و برفت
کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا
من هم خموش کردم و رفتم عقیب گل
از من سلام و خدمت ریحان و لاله را
دل از سخن پر آمد و امکان گفت نیست
ای جان صوفیان بگشا لب به ماجرا
زان حالها بگو که هنوز آن نیامدهست
چون خوی صوفیان نبود ذکر مامضی
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
از عشق تو گشتم ارغنون عالم (1136)
از عشق تو گشتم ارغنون عالم وز زخمهٔ تو فاش شده احوالم
ماننده چنگ شده همه…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
