ای گرگ نگفتمت که روزی (76)
-
اندازه متن
+
ای گرگ نگفتمت که روزی
بیچاره شوی به دست یوزی
ای گرگ نگفتمت که روزی
بیچاره شوی به دست یوزی
یکی از ملوک با تنی چند خاصان در شکارگاهی به زمستان از عمارت دور افتادند، تا شب درآمد، خانهٔ دهقانی…
یکی را از علما پرسیدند که: یکی با ماهروییست در خلوت نشسته و درها بسته و رقیبان خفته و نفس…

