آکادمی پلیکان
دوباره قلب کوچکم
میان شور زار لحظهها
جوانه میزند
وگیسوان شعر
با نسیم سبزی از بهار عشق
شانه میخورد
بهار آمد از دیار دور
سوی باغ انتظار من
باغ خالی امید
من شکفتن ستارههای عشق را
با نسیم گرم و نرم او
در میان آسمان قلب خویش دیدهام
باغ شعرم اینک از درخشش ستارهها پر است
عشق آن بهار جاودانه تا خدا
از جوانه ازستاره از تمام روشنی لبا لب است
من بهارم
اینک ای خزان خستگی
بمیر!
برای استفاده از خدمات ابتدا وارد شوید
ورود به سایت
ادامه
جهت استفاده بیشتر از خدمات سایت ما ثبت نام کنید
ثبت نام
بازیابی پسورد
تایید کد