مهتاب شبی بود و سرود دف و نی
-
اندازه متن
+
مهتاب شبی بود و سرود دف و نی
کافتادم آن مهوش را اندر پی
زین حال شبی نه بیش بگذشت ولیک
دریافتم اکنون که چه شد عمری طی
مهتاب شبی بود و سرود دف و نی
کافتادم آن مهوش را اندر پی
زین حال شبی نه بیش بگذشت ولیک
دریافتم اکنون که چه شد عمری طی
در شب تیره چو گوری که کند شیطانی وندر آن دام دل افسایش را دهد آهسته صفا، زیک زیک، زیک…
گفتم: به منش نظارهها بود نهان گفتا که: خوشا جوانی و عشق و گمان
گفتم چه…

