آکادمی پلیکان

گفتم: زلفت. گفت: به شب می‌ماند

- اندازه متن +

گفتم: زلفت. گفت: به شب می‌ماند
گفتم: دل من. گفت: به تب می‌ماند

گفتم: به رهت چه چیز ماند با من؟
گفتا زره دور، تعب می‌ماند

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×