گفتم: کس از غم تو آزاد نشد
-
اندازه متن
+
گفتم: کس از غم تو آزاد نشد
گفتا: چه بس آزاد که دلشاد نشد
گفتم: که منم خراب از جور تو، گفت:
جایی که نشد خراب، آباد نشد
گفتم: کس از غم تو آزاد نشد
گفتا: چه بس آزاد که دلشاد نشد
گفتم: که منم خراب از جور تو، گفت:
جایی که نشد خراب، آباد نشد
گفتم سخنی بگوی، گفتا: به چه شرط؟ گفتم قدمی بپوی، گفتا: به چه شرط؟
گفتم: که…
گفتم چشمم؟ گفت در آبش خواهم گفتم دل من؟ گفت خرابش خواهم
گفتم چه شگفت ماجرا؟…

