یک هیمه نسوخت کز دلش دود نشد
-
اندازه متن
+
یک هیمه نسوخت کز دلش دود نشد
یک رود نرفت کاو گل آلود نشد،
هرچند به نابود کشد آخر بود
آنی که به تو آمد، نابود نشد
یک هیمه نسوخت کز دلش دود نشد
یک رود نرفت کاو گل آلود نشد،
هرچند به نابود کشد آخر بود
آنی که به تو آمد، نابود نشد
افتاده سروکارم با فتنهگری چندانکه مرا نمانده با خوبش سری
بر نیک و بد حرف من…
دست از هم برگشاد و دم کرد علم با شاخش بر سر هوا بست رقم
گاوی…

