دوش از سر عاشقی و از مشتاقی (1877)
-
اندازه متن
+
دوش از سر عاشقی و از مشتاقی
میکردم التماس می از ساقی
چون جاه و جمال خویش بنمود به من
من نیست شدم بماند ساقی ساقی
دوش از سر عاشقی و از مشتاقی
میکردم التماس می از ساقی
چون جاه و جمال خویش بنمود به من
من نیست شدم بماند ساقی ساقی
ای ساقی باده معانی درده تو شراب ارغوانی
زان باده پیر تلخ پاسخ بفزای حلاوت جوانی
…
ز سوز شوق دل من همیزند عللا که بوک دررسدش از جناب وصل صلا
دلست همچو…

