آکادمی پلیکان

دوش آمد آن خیال تو رهگذری (1876)

- اندازه متن +

دوش آمد آن خیال تو رهگذری
گفتم بر ما باش ز صاحب نظری

تا صبح دو چشم من بگفتش بتری
مهمان منی به آب چندانکه خوری

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×