ز سوز شوق دل من همیزند عللا (230)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۹/۸
-
اندازه متن
+
ز سوز شوق دل من همیزند عللا
که بوک دررسدش از جناب وصل صلا
دلست همچو حسین و فراق همچو یزید
شهید گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا
شهید گشته به ظاهر حیات گشته به غیب
اسیر در نظر خصم و خسروی به خلا
میان جنت و فردوس وصل دوست مقیم
رهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا
اگر نه بیخ درختش درون غیب ملیست
چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا
خموش باش و ز سوی ضمیر ناطق باش
که نفس ناطق کلی بگویدت افلا
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۲ رای
مسلم آمد یار مرا دل افروزی (3074)
مسلم آمد یار مرا دل افروزی چه عشق داد مرا فضل حق زهی روزی
اگر سرم…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
