ز سوز شوق دل من همیزند عللا (230)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۹/۸
-
اندازه متن
+
ز سوز شوق دل من همیزند عللا
که بوک دررسدش از جناب وصل صلا
دلست همچو حسین و فراق همچو یزید
شهید گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا
شهید گشته به ظاهر حیات گشته به غیب
اسیر در نظر خصم و خسروی به خلا
میان جنت و فردوس وصل دوست مقیم
رهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا
اگر نه بیخ درختش درون غیب ملیست
چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا
خموش باش و ز سوی ضمیر ناطق باش
که نفس ناطق کلی بگویدت افلا
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۲ رای
امروز خوش است دل که تو دوش (1238)
امروز خوش است دل که تو دوش خون دل ما بخوردهای نوش
ای دوش نموده روی…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
