دوش از سر مستی بخراشید رخم (1233)
-
اندازه متن
+
دوش از سر مستی بخراشید رخم
آندم که زروش لاله میچید رخم
گفتم مخراشش که از آنروز که زاد
از قبلهٔ روی تو نگردید رخم
دوش از سر مستی بخراشید رخم
آندم که زروش لاله میچید رخم
گفتم مخراشش که از آنروز که زاد
از قبلهٔ روی تو نگردید رخم
راحٌ بِفیها وَ الرَّوحُ فیها کَم أشتَهیها قُم فَاْسقِنیها
این راز یارست این ناز یارست آواز…
گر شراب عشق کار جان حیوانیستی عشق شمس الدین به عالم فاش و یک سانیستی
گر…

