چشم مستت ز عادت خماری (1831)
-
اندازه متن
+
چشم مستت ز عادت خماری
افغان که نهاد رسم تنها خواری
چون می مددیست این بخیلیت چراست
می می نخوری و شیره میافشاری
چشم مستت ز عادت خماری
افغان که نهاد رسم تنها خواری
چون می مددیست این بخیلیت چراست
می می نخوری و شیره میافشاری
درها همه بستهاند الا در تو تا ره نبرد غریب الا بر تو
ای در کرم…
ما را چو ز عشق میشود راست مزاج عشق است طبیب ما و داروی علاج
پیوسته…

