ای دوست دل از جفای دشمن درکش (25)
-
اندازه متن
+
ای دوست دل از جفای دشمن درکش
با روی نکو شراب روشن درکش
با اهل هنر گوی گریبان بگشای
وز نااهلان تمام دامن درکش
ای دوست دل از جفای دشمن درکش
با روی نکو شراب روشن درکش
با اهل هنر گوی گریبان بگشای
وز نااهلان تمام دامن درکش
دارم از زلفِ سیاهش گِلِه چندان که مَپُرس که چُنان ز او شدهام بی سر و سامان که…
ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو…

