آکادمی پلیکان

ای روی ماه‌منظر تو نوبهار حُسن (394)

- اندازه متن +

ای روی ماه‌منظر تو نوبهار حُسن
خال و خط تو مرکز حُسن و مدار حُسن

در چشم پرخمار تو پنهان فسون سِحر
در زلف بی‌قرار تو پیدا قرار حُسن

ماهی نتافت همچو تو از برج نیکویی
سروی نخاست چون قَدَت از جویبار حُسن

خرّم شد از ملاحت تو عهد دلبری
فرّخ شد از لطافت تو روزگار حُسن

از دام زلف و دانهٔ خال تو در جهان
یک مرغِ دل نماند نگشته شکار حُسن

دائم به لطفِ دایهٔ طبع از میانِ جان
می‌پرورَد به ناز، تو را در کنار حُسن

گِرد لبَت بنفشه از آن تازه و تر است
کآب حیات می‌خورَد از جویبار حُسن

حافظ طمع برید که بیند نظیر تو
دیّار نیست جز رُخَت اندر دیار حُسن

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×