از تن چو برفت جان پاک من و تو (151)
-
اندازه متن
+
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
و آنگاه برای خشت گور دگران
در کالبدی کشند خاک من و تو
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
و آنگاه برای خشت گور دگران
در کالبدی کشند خاک من و تو
خورشید به گِل نَهُفت مینتوانم و اسرار زمانه گفت مینتوانم
از بحر تفکرم برآورد خرد…
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست با لالهرخی اگر تو را فرصت هست
…

