سینههایش بوی مریم میداد
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۸/۲۰
-
اندازه متن
+
سینههایش بوی مریم میداد
از انگشتهایش
حبهی انگور میچکید
باکره بود وُ به شهر رسید
شبها که ماه را میبوسید
پوستِ گونهاش کشیده میشد
درست مثل نانی که با دست
داری تکهاش میکنی
آن روز
من اولین مردی بودم
که سینهاش را بوییدم
سینههایش بوی مریم میداد
زندگی از همون اول توو سرنگش پر غم بود
زندگی از همون اول توو سرنگش پر غم بود رگای تنم رو خشکوند غمی که مثل یه سم…
پوریا پلیکان 
