با رنگ گلم بود سر و سودایی
-
اندازه متن
+
با رنگ گلم بود سر و سودایی
از طعن بدان نه در رهش پروایی
دانی زچه برداشت دلم مهر از او
دیدم چو بر او زهر طرف شیدایی
با رنگ گلم بود سر و سودایی
از طعن بدان نه در رهش پروایی
دانی زچه برداشت دلم مهر از او
دیدم چو بر او زهر طرف شیدایی
با هر نفسم هزار غم میآید غمهای جهان همه به هم میآید
با اینهمه گر حساب…
زیک زیک به نهفت خود چه میخواند: زیک بگرفته دلش به من همی ماند زیک
گویی…

