آکادمی پلیکان

از گیسوی تو دلم چو می‌شد راهی

- اندازه متن +

از گیسوی تو دلم چو می‌شد راهی
پیچید و بدو گفت زهی کوتاهی

من خسته ی اویم وزجا، می نروم
تو بسته ی اویی و رهایی خواهی؟

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×