خواهم به هزار عیب در پیوندم
-
اندازه متن
+
خواهم به هزار عیب در پیوندم
هر طعن ز بیگانه به دل بپسندم
جامی که دهد غیرم از کف بدهم
زهری که رسد از توبه جان بربندم
خواهم به هزار عیب در پیوندم
هر طعن ز بیگانه به دل بپسندم
جامی که دهد غیرم از کف بدهم
زهری که رسد از توبه جان بربندم
هر روز مراست با هنر دشواری با آنکه نه بردل کس از من باری
حرفم باید…
گفتا چه به غم در شدم از یاد سحر گفتم که چه می دهد به ما باد سحر؟
…

