گفتم که چو آتشی برانگیختهام
-
اندازه متن
+
گفتم که چو آتشی برانگیختهام
گفتا که چو باد برتو آویختهام
گفتم اگر آب چشم بنشاند گفت
هیهات که با خاک تو آمیختهام
گفتم که چو آتشی برانگیختهام
گفتا که چو باد برتو آویختهام
گفتم اگر آب چشم بنشاند گفت
هیهات که با خاک تو آمیختهام
آموختمش شيوهی هرگونه سخن بنهادم حرف حرف، حرفش به دهن
چون نیک بیازمود و آمد به…
رفتند حریفان که پریشان بودند با مجلسیان محرم و خویشان بودند
مجلس تهی آمد زهمه تا…

