دیوی دیدم نشسته با دیوی تنگ
-
اندازه متن
+
دیوی دیدم نشسته با دیوی تنگ
این بر کف ساغریش، آن برکف سنگ
درویشی در آرزوی صلح دو دیو
ای وای از این زمانه ی پر نیرنگ
دیوی دیدم نشسته با دیوی تنگ
این بر کف ساغریش، آن برکف سنگ
درویشی در آرزوی صلح دو دیو
ای وای از این زمانه ی پر نیرنگ
گفتم نگهی ، گفت هوا روشن نیست گفتم قدمی ، گفت زمین گلشن نیست
گفتم دردا…
گفتم: عشقت عمر فزون خواهد کرد یک بوسه ات از غمم برون خواهد کرد
گفت: این…

