آکادمی پلیکان

چشمم همه روز اشک بر اشک فزود

- اندازه متن +

چشمم همه روز اشک بر اشک فزود
و اندیشه نبودم که چه خواهد بنمود

سرگشته دلم که اندر و مهر تو بود
آهی زد و کاهی شد و دریایش ربود

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×