آن ماه که انش نه خاموشم باد
-
اندازه متن
+
آن ماه که انش نه خاموشم باد
در هر نفس آوایش در گوشم باد
چنداش دل سوخت به من دوش که گفت:
سوداش خدا کند فراموشم باد
آن ماه که انش نه خاموشم باد
در هر نفس آوایش در گوشم باد
چنداش دل سوخت به من دوش که گفت:
سوداش خدا کند فراموشم باد
تا صبحدمان، در این شب گرم افروخنه ام چراغ، زیراک می خواهم بر کشم به جا تر دیواری در سرای…
در گریه دلم نه یک نفس رست از تو واین بود بهانه ام ز بس مست از تو
…

