آنکه فکند بر رهم لنگ برفت
-
اندازه متن
+
آنکه فکند بر رهم لنگ برفت
و آنی که به من آمد چون رنگ برفت
چندان پی رفتگان مرا چشم گریست
کاندر ره سیل هم دلم تنگ برفت
آنکه فکند بر رهم لنگ برفت
و آنی که به من آمد چون رنگ برفت
چندان پی رفتگان مرا چشم گریست
کاندر ره سیل هم دلم تنگ برفت
گفتم الف. او گفت الف گفتم با گفتا پس با؟ گفتم تا. گفتا تا.
ناموخته باری…
پایی نه که در راه تمامی پوید دستی نه که زنهار زوا می جوید
بنگر به…

