دیریست نعره میکشد از بیشهی خموش
کککی که مانده گم.
از چشم ها نهفته پری وار
زندان بر او شده است علف زار
بر او که او قرار ندارد
هیچ آشنا گذار ندارد.
اما به تن درست و برومند
کککی که مانده گم
دیری است نعره میکشد از بیشه ی خموش.
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
برچسب ها:
آزاد، نیمایی و سپیدنه مینهیام که خاطر آزاد کنی
نه مینهیام که خاطر آزاد کنی
نه آن کنی ای مه، که دلم شاد کنی
تحلیل و بررسی
کککی که مانده گم یا کککی ؟
نام اصلی این اثر کککی است اما در میان مردم به کککی که مانده گم نیز شهرت دارد.
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
نیما یوشیج 
