سوی شهر آمد آن زن انگاس
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۲/۲۷
-
اندازه متن
+
📹
|
🎧
|
📄
سوی شهر آمد آن زن انگاس
سیر کردن گرفت از چپ و راست
دید ایینه ای فتاده به خاک
گفت : حقا که گوهری یکتاست
به تماشا چو برگرفت و بدید
عکس خود را ، فکند و پوزش خواست
که : ببخشید خواهرم ! به خدا
من ندانستم این گوهر ز شماست
ما همان روستازنیم درست
ساده بین ،ساده فهم بی کم و کاست
که در ایینه ی جهان بر ما
از همه ناشناس تر ، خود ماست
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
برچسب ها:
قطعهگفتم: اگر آفتاب بردارد سر
گفتم: اگر آفتاب بردارد سر. گفت: آندم، تیره شب درآید به سحر
گفتم: چو چنین است…
تحلیل و بررسی
انگاسی یا سوی شهر آمد آن زن انگاس؟
نام اصلی این اثر انگاسی است اما در میان مردم به سوی شهر آمد آن زن انگاس نیز شهرت دارد.
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
نیما یوشیج 
