گفتم: اگر آفتاب بردارد سر
-
اندازه متن
+
گفتم: اگر آفتاب بردارد سر.
گفت: آندم، تیره شب درآید به سحر
گفتم: چو چنین است برآور سر.گفت:
عاشق نظرت نیست که شب مانده مگر؟
گفتم: اگر آفتاب بردارد سر.
گفت: آندم، تیره شب درآید به سحر
گفتم: چو چنین است برآور سر.گفت:
عاشق نظرت نیست که شب مانده مگر؟
گرچه ترا زخویش دلخور نکند دریا دل هر صدفی، در نکن
در خدمت پیر، گوش می…
در حیرتم از روی و سر و موی نگار باروی چو صبح و موی همچون شب تار.

