گفتم: اگر آفتاب بردارد سر
-
اندازه متن
+
گفتم: اگر آفتاب بردارد سر.
گفت: آندم، تیره شب درآید به سحر
گفتم: چو چنین است برآور سر.گفت:
عاشق نظرت نیست که شب مانده مگر؟
گفتم: اگر آفتاب بردارد سر.
گفت: آندم، تیره شب درآید به سحر
گفتم: چو چنین است برآور سر.گفت:
عاشق نظرت نیست که شب مانده مگر؟
راهی ننمود، تا کرانی طلبم خطی نگذاشت، تا نشانی طلبم
کوشیدن من زمان زمن کرد طلب،…
از روز مرا کنایت از روی تو بود وز شب همه ام اشارت از موی تو بود

