میگریم بی تو همچو بیمار به تب
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۱/۲۳
-
اندازه متن
+
میگریم بی تو همچو بیمار به تب
میخندم با یاد تو چه روز و چه شب
باران و گل است و من بهاری دارم
با فکر تو در این همه طوفان تعب
گفتم نگهی ، گفت هوا روشن نیست
گفتم نگهی ، گفت هوا روشن نیست گفتم قدمی ، گفت زمین گلشن نیست
گفتم دردا…
نیما یوشیج 
