آکادمی پلیکان

گفت نه نه من حریف آن میم (152-5)

- اندازه متن +

بخش ۱۵۲ – باز جواب گفتن آن امیر ایشان را

 

 

گفت نه نه من حریف آن میم
من به ذوق این خوشی قانع نیم

من چنان خواهم که هم‌چون یاسمین
کژ همی‌گردم چنان گاهی چنین

وارهیده از همه خوف و امید
کژ همی‌گردم بهر سو هم‌چو بید

هم‌چو شاخ بید گردان چپ و راست
که ز بادش گونه گونه رقصهاست

آنک خو کردست با شادی می
این خوشی را کی پسندد خواجه کی

انبیا زان زین خوشی بیرون شدند
که سرشته در خوشی حق بدند

زانک جانشان آن خوشی را دیده بود
این خوشیها پیششان بازی نمود

با بت زنده کسی چون گشت یار
مرده را چون در کشد اندر کنار

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×