ای خورده مرا جگر برای دگران (1400)
-
اندازه متن
+
ای خورده مرا جگر برای دگران
دانم که همین کنی برای دگران
من باد رهی بدم تو راهم دادی
من رستم از این واقعه وای دگران
ای خورده مرا جگر برای دگران
دانم که همین کنی برای دگران
من باد رهی بدم تو راهم دادی
من رستم از این واقعه وای دگران
این عشق جمله عاقل و بیدار میکشد بی تیغ میبرد سر و بیدار میکشد
مهمان او…
در چشم منست ابروی همچو کمان من روح سپر کرده و او تیر زنان
چون زخم…

