امشب که حریف مشتری و ماهم (1147)
-
اندازه متن
+
امشب که حریف مشتری و ماهم
با مهرویان چون شکر همراهم
سرمست شراب بزم شاهنشاهم
امشب همه آنست که من میخواهم
امشب که حریف مشتری و ماهم
با مهرویان چون شکر همراهم
سرمست شراب بزم شاهنشاهم
امشب همه آنست که من میخواهم
ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم شادی نستانیم و از این غم ندهیم
این صورت…
نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد گریههای جمله عالم در وصالش خنده شد

